نامه ی اول

آقای جان اسمیت ؛

از من خواسته شده که هر چند وقت یکبار برای شما نامه بنویسم.خب به نظرم این کار خیلی فوق العاده ای ست و تنها موضوعی که من را ناراحت میکند این است که بهم گفته شده قرار نیست هیچ جوابی از شما دریافت کنم. به هر حال من مطمئنم که بالاخره روزی جواب نامه های من را خواهید داد :)

راستش به نظرم اسم مستعار "جان اسمیت" اصلا زیبا نیست. بنابراین ازتان می خواهم که از این به بعد شما را با نام "بابا لنگ دراز" صدا بزنم! امیدوارم که ناراحت نشده باشید چون من اصلا قصد توهین به تان را ندارم، من اسم بابا لنگ دراز را از روی سایه که از شما به خاطر نور ماشین بر زمین افتاده بود انتخاب کردم ! چون انگار که لنگ های شما خیلی دراز بود ! نمیخواهم که پر حرفی کنم.من را ببخشید. از روز های آینده نوشتن نامه ها را آغاز میکنم.

ارادتمند شما

"جودی" (دخترک شهریوری)

پی_نوشت : از این به بعد پست هایی را با عنوان "بابا لنگ دراز عزیزم!" از من بخوانید...جایی برای نوشتن اتفاق های روزانه ! امید است که مقدمه ای باشد برای از نو نوشتن...

۰۱:۱۱
yasna sadat
۲۴ آذر ۹۴ , ۰۱:۱۶
اخی چه جالب
parisa .A
۲۴ آذر ۹۴ , ۱۹:۵۰
خیلی هم خوب...
دوست داشتیم بسیار :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

در جستجوی ناکجا آباد

زندگی به روایتِ دخترک شهریوری

فاطمه هستم.
اینجا یک وبلاگِ شخصی ست. صندوقچه ای کوچک از خاطراتم، سفرهایم، نوشته هایم و علایقم.
ممنون که همراهم هستید.
Designed By Erfan Powered by Bayan