نامه ی ششم

بابا لنگ دراز عزیزم!

مدت طولانی ای بود که برایتان نامه ننوشته بودم. یادتان می آید در آخرین نامه ام از امتحانِ بزرگ ورود به دانشگاه صحبت کردم؟ خب حدودا 20 روزِ پیش تمام شد و یک هفته ی دیگر نتایج اعلام می شود. تقریبا همه ی دوستانم استرس وحشتناکی دارند، حتی یکی از آن ها با شنیدن نامِ "نتایج" می زند زیر گریه! اما من برخلاف آن ها کاملا آرام و خوشحالم. دلیلش این نیست که اهمیتی ندارد یا احساس میکنم خوب داده ام؛ بلکه برای این است که می دانم دیگر استرس و اضطراب فایده ای ندارد! پس چرا تابستان به این زیبایی را با این فکر ها خراب کنم؟

بابا جان!

شنبه ی همین هفته نتایجِ امتحاناتِ آخرین سال را گرفتم و رسما دورانِ دانش آموزیم به پایان رسید. چقدر دلم به حال و هوای مدرسه تنگ می شود. چقدر دوست دارم باز هم سرکلاس ادبیاتِ معلم های دوست داشتنی ام بنشینم. نمی دانم دانشگاه را هم میتوانم اندازه ی مدرسه دوست بدارم یا نه.حس می کنم به قولِ آنه شرلی یک پیچِ جاده ی زندگی ام را گذرانده ام و دارم واردِ پیچ بعدی میشوم. فصلِ 12 ساله ای را تمام کردم و دفترِ عمرم ورق خورد و به فصلِ جدیدی رسیده ام. 

کمتر از دو ماهِ دیگر هجده ساله می شوم! هیجان زیادی برای مسیرِ پیش رویم دارم اما بابای عزیزم،خیلی میترسم! 12 سال مدرسه رفتن مسئولیت زیادی نداشت اما حالا به سنی رسیده ام که باید تصمیم های مهمی بگیرم. تصمیم هایی که از شدت بزرگیشان فکر به آن ها، تنم را میلرزاند. نمی دانم بعضی ها چگونه به راحتی از این دوران عبور می کنند؟! شاید آن قدر ها هم جدیش نمیگیرند. درست است؟ اما به نظر من این دوران سرنوشت ساز ترین دوران زندگیست وقتی هنوز جوانی و پر از انرژی.

این تابستان، تعطیلاتی ست بین دو فصل زندگی ام. دلم می خواهند تا می توانم از آن استفاده کنم و خوشحالم که تا الان کلی لذت برده ام. امیدوارم شما هم تابستانتان را خوب و خوش بگذرانید!

سعی میکنم بیشتر برایتان نامه بنویسم!

با عشق فراوان

۱۱:۴۲
بانوچـ ـه
۰۴ مرداد ۹۶ , ۱۵:۴۱
ان‌شاءالله اونچه به صلاحته برات رقم بخوره...
تصمیم های بزرگ ترسناک هست اما نذار این ترس ناامیدت کنه...
من الان توی سن 26 سالگی خیلی دوس دارم برگردم به 18 سالگی تا خیلی از تصمیماتم رو عوض کنم... تو جوری تصمیم بگیر که بعد چند سال این احساس رو نداشته باشی

پاسخ :

امیدوارم بتونم درست تصمیم هام رو بگیرم. مرسی از نظر خوبت :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

در جستجوی ناکجا آباد

زندگی به روایتِ دخترک شهریوری

فاطمه هستم.
اینجا یک وبلاگِ شخصی ست. صندوقچه ای کوچک از خاطراتم، سفرهایم، نوشته هایم و علایقم.
ممنون که همراهم هستید.
Designed By Erfan Powered by Bayan